تبليغاتX
شعر ونویسند گی
شعر ونویسند گی
 
قالب وبلاگ
هر كسي

هر كيمسه يي

هر بايراغي

هر توبراغي

هر ايناغي

هر اويناغي

هر اينانجي

هر گوماني

هر زاماني

هر ائلي

هر ديلي

تانيدين ...

اما  اوزوين هئچ گئلمه دين مني  سني  و اوزوموزو هئچ تانيمادين و تانيماديق

چوخ آغير درد دير قورخوب ياشاماق.من سارالا سارالا .........

من دئميرم اوستون نزاد دانام من

من دئميرم ديليم ديللردن باشدي

نه گوزل دئميش ذهتابي معليم بو شعري

ويا فكرت  صادق دئميش

دره دن دانيشيرام قورخوسان

دره نين دوماني وار .سئلي وار

داغدان دانيشيرام قورخوسان

داغين اوچورومو وار  .قاري وار

دره بير يانا

 داغ بير يانا

ياشاييشيندان دانيشيرام قورخوسان

ئوزون بيل قارداش

آما آغير درد دي قورخوب ياشاماق



[ سه شنبه هشتم فروردین 1391 ] [ 5:38 بعد از ظهر ] [ سهند ائل اوغلو ] [ ]
گونول ایستیر چیخام آخر نفسیم له

چیغیرام بیر اوجادان  غملی سسیمله

سسیمیله سینالار هر نه کی سس وار

سسیمه  سس وئره لر هر نه کی سس وار

گونول ایستیر  داها آزاد اولا سس لر

سینا اینسان لار الیله بو قفس لر

بو قفس لر ندی انسان ندی بیلمم

خبرین کیمسه دن آلدیم دئدی بیلمم

آردی وار  عزیز لر

[ شنبه بیست و دوم بهمن 1390 ] [ 1:47 بعد از ظهر ] [ سهند ائل اوغلو ] [ ]
زمانی که مردی به زنی چند شاخه گل تقدیم می کند و یا یادداشت های عاشقانه اش را نثارش می دارد ، به آن زن اجازه می دهد تا بداند تا چه اندازه منحصر به فرد است . -وقتی زنی عاشق می شود ، احساس زیبایی و زنانگی در او به چندین برابر می رسد . - نوازش یک زن به او قدرت و انگیزه برای زندگی کردن می بخشاید . - یک زن همیشه دوست دارد از عشق همسرش نسبت به خودش مطمئن شود . - پیش از اینکه زنی قادر به احساس عمیق برقراری رابطه جسمانی باشد ، به احساس عشق ، نوازش و ملاطفت نیاز دارد . - زنان ابتدا کیمیای روح و عاطفه را احساس می کنند و بعد به کیمیای جسم پی می برند . - لحظاتی که مرد ، دستهای زنی را در دست می گیرد و او را لمس می کند ، لحظاتی هستند که زن به آنها عشق می ورزد . - هدف یک زن در برقراری رابطه جسمانی ، شور شهوانی نیست. بلکه مقصود او لذت بردن از صمیمیت ، عشق و ملاطفت در کنار شور جسمانی است . - هنگامی که زنی بداند فقط اوست که راه به قلب شریک زندگیش دارد ، در عرش سیر خواهد کرد . - یک زن هرگز مشکلاتش را دسته بندی نمی کند ، در صورتی که زمانی که غمگین و ناراحت باشد ، تمامی مشکلاتش از کوچک و بزرگ به دلش هجوم می آورند . - یک زن هنگامی سکوت می کند که دردهای نهفته در دلش بسیار عمیق است و یا اینکه به مرد مقابلش آنقدر اعتماد ندارد که سخن دل با او بگوید . - وقتی مردی با دلسوزی و توجه به مشکلات زن گوش می سپارد و از ارائه راه حل می پرهیزد ، احساس عشق و بلوغ را در او دو چندان می کند . - مردان و زنان در برابر فشارهای عصبی واکنش های متفاوتی از خود نشان می دهند . دراینگونه مواقع زن نیازمند نزدیکی و درک طرف مقابلش می باشد ، در صورتی که مرد به تنهایی احتیاج دارد . - هنگامی که اظهارات و اعمال زنی بیهوده تلقی می گردد ، او برای مطرح شدن شروع به ابراز نظریات مخالف و عدم توافق می کند . -به جرات می توان گفت به جز در موارد انگشت شماری ، هیچ چیز بیش از سخن گفتن بر علیه یک زن به او آسیب نمی رساند . - زن درست مثل یک موج است ، به هنگامی که عشق در قلبش به ظهور می نشیند ، اعتماد به نفسش در حرکتی مواج به اوج می رسد . - هنگامی که موج احساسات یک زن به اوج می رسد ، به هیچ عنوان محدودیتی در ارائه عشق نمی بیند . - مردها همواره باید بدانند که هر گاه زنی رنج و عصبانیت خود را بیرون بریزد و آشکار نماید ، احساس آسایش و آرامش بیشتری می کند . - این نکته را به خاطر بسپارید که هر گاه زنی در اوج فوران خشم و غم قرار گرفته باشد ، به هیچ عنوان تقصیری را به گردن نمی گیرد . - وقتی زنی از موضوعی می رنجد ، مرد باید ضمن همدردی با او نشان دهد که برای غم او نگران است ، سپس سکوت اختیار کند تا آن زن بتواند احساس همدردی اش را حس کند . - دردناک ترین مسائل برای بعضی از زنان ، عدم پذیرش ، قضاوت نادرست و ترک شدن است ، چراکه امکان دارد این باورها در عمق ضمیر ناخودآگاهشان آنان را به سوی این تصور نادرست سوق دهد که لیاقتشان بیش از این نیست . - ماهیت یک زن ، درخواست تایید امور است . -در صورتی که مردی در مقابل پیشنهادات یک زن از خود مقاومت نشان دهد ، زن با این حال که مفهوم این مقاومت را درک می کند ، اما هیچ گونه توجهی به آن نشان نمی دهد . ولی در این زمان احساس می کند که مرد به او احترام نمی گذارد . - بسیاری از زنان به این علت که نمی خواهند کسی ایشان را نیازمند بداند ، نیازهایشان را انکار می کنند . - حتی در صورتی که زنی بپندارد نیازها و خواسته هایش برآورده نخواهند شد ، اجتناب از بیان آنها و قصد انجام دادن تمام کارها به تنهایی ، اشتباه بزرگی است . - یک زن باید بیاموزد که چطور نیازها و تمایلات خود را بدون نکوهش و یا تزلزل ابراز دارد و این نکته از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است . - امروزه بسیاری از زنان از اینکه عشق می ورزند ، اما در عوض چیزی دریافت نمی کنند ، رنج می کشند ، آنان به دنبال وقفه ای می گردند تا در این زمان تنها به خود بیندیشند و توجه کنند و در خلال آن وجودشان را بهتر کنکاش و کشف کنند . - یک زن جوان در اوج جوانی مایل است برای برآوردن تمایلات شریک زندگیش خودش را فدا کند . - یک زن بطور ذاتی از توانایی نامحدودی در شاداب ساختن دیگران برخوردار است .اما وقتی آن زن لبخند می‌زند ، لبخندش به این معنا نیست که در اوج شادابی و خوشحالی قرار دارد . -همیشه زنان به همان اندازه ای که در توان دارند . بخشش می کنند و در این زمان به خاطر می آورند هنگامی که آنان به بخشش نیاز داشتند ، تا حدودی کمتر از این اندازه ، به ایشان بخشیده شده است. -اغلب زنان با آنچه همسرشان می خواهد به راحتی موافقت می کنند ، اما این کار به این معنا نیست که خواسته همسرشان دقیقا همان باشد که آنان می خواهند . - یک زن ، هرگز به کارهای خودش و همسرش امتیاز نمی دهد ، بلکه شوهرش را آزاد می گذارد و تصور می‌کند او نیز به همین ترتبیب آزادش گذاشته است . - وقتی زنی به ثبت امتیازات می پردازد ، ممکن است موضوع بسیار کوچکی در نظرش به اندازه امری بسیار بزرگ به شمار آید . پس امکان دارد یک شاخه گل سرخ بتواند برای شما امتیازات فراوانی به همراه داشته باشد. - یک احساس پنهان در درون زن به او می گوید نمی خواهم خواسته هایم را برایش بگویم ، اگر عشق او به من واقعی باشد ، خودش از نیازهایم مطلع می گردد . -مردان و زنان باید به خاطر داشته باشند که همسرشان به هیچ عنوان خود بخود از نیازهایشان ، مطلع- یک زن باید احساس کند که مورد احترام قرار گرفته و به بهترین وجه در خاطرها می ماند . در این صورت نادیده گرفته شدن برایش همچون امری است که دربخش انتهایی فهرست شخصیتش قرار می گیرد . نیست . - زنان نمی پسندند که شوهرانشان ، برآورده ساختن نیازهایشان را به دست فراموشی بسپارند . به همین علت ، دست از نق زدن بر می دارند و به حمایت شوهرانشان می پردازند .
[ یکشنبه شانزدهم بهمن 1390 ] [ 6:47 بعد از ظهر ] [ سهند ائل اوغلو ] [ ]

زن ها صمیمیت را با مردی می خواهند که دوستش دارند، زیرا به آنان این امکان را می دهد که آرامش خاطر داشته باشند و دل و جان خود را به روی او بگشایند.

هنگامی که ما زن ها با مردی که دوستش داریم احساس مرتبط بودن می کنیم، گویی که قلبهایمان از طریق کابل یا کانالی به یکدیگر متصل شده است که عشق، محبت و حمایت میان ما و در هر دو جهت جا به جا می شود و این احساس را به ما می دهد که یک واحد، کانون یا تیم هستیم و به جای موانع و دیوارها، درهایی ساخته ایم که طرف مقابل را به درون خود دعوت می کنیم. به طرز مشابهی احساس می کنیم که به اعماق وجود معشوق خود نیز اجازه ی ورود داریم و این همان تجربه ی نیرومند صمیمیت است.
این نوع از صمیمیت که برخاسته از ارتباط باشد زن را قادر می سازد تا آرامش داشته باشد و با تمام وجود خویش ببخشد و در عین حال احساس امنیت بکند.در واقع ارتباط یکی از مؤثرترین راه های خلق امنیت روحی ای است که در ابتدای این مقاله درباره ی آن صحبت کردیم.


آنچه زن ها دوست دارند مردها بدانند:

اغلب هنگامی که ما زن ها احساس امنیت نمی کنیم، سعی می کنیم به طریقی با مرد زندگی مان ارتباط برقرار کنیم.
قطع ارتباط یا احساس بریدگی و جدا افتادگی از مرد زندگی مان همان کابل یا کانال میان قلب های ماست که شدیداً یا موقتاً قطع شده یا آسیب دیده باشد.
زن ها از آن رو همواره در پی برقراری ارتباط هستند که بهای گزافی را که در قبال قطع شدن آن باید بپردازند، می داند و نمی خواهند که مجبور به پرداختش باشند. هنگامی که زن ها از این ناحیه احساس خطر می کنند، سعی می کنند پا پیش بگذارند و با ابراز محبت و علاقه یا مکالمه ای دوستانه و گذران وقت با مرد زندگی شان یا هر آنچه را که احساس هارمونی و هماهنگی از دست رفته را مجدداً به جریان بیندازند، ارتباط برقرار نمایند. به یاد داشته باشید: از آن جا که زن ها عشق را اولویت اول خود قرار داده اند، لذا مسئولیت نگهبانی و محافظت از آن را نیز بر عهده ی خود می دانند. لذا برقراری ارتباط روحی نشانه ی تعهد و پای بندی ما به حفظ و زنده نگه داشتن عشق مان است.

 

ارتباط واقعی تنها با هم بودن و همراهی و همکاری یا برقراری پیوند نیست. بلکه معنایی به مراتب وسیع تر از تنها «بودن در کنار یک فرد» دارد. ارتباط مستلزم چیزی بیشتر از مجاورت است. ارتباط مستلزم صمیمیت است.
یک بار تعبیری از کلمه ی صمیمیت شنیدم که به نحوی مطلوب ماهیت و جوهره آن را به تصویر می کشید:
صمیمیت اجازه به دیگری است که به پستوهای درون شما سرک بکشد و برعکس بدین معنا که شما نیز پستوهای درون او را برانداز کنید. این گونه از ارتباط نه تنها به معنای موجودیت مشترک در سطح بیرونی آن است، بلکه شامل فاش کردن آنکه و آنچه هستید نیز می شود. فاش کرن آنکه و آنچه هستید به دیگری. صمیمیت یکی از مهمترین اجزاء لازم برای خلق روابطی موفق محسوب می شود.

 

توجه:در اینجا منظورم اصلاً آن نیست که پیوند و برقراری ارتباط در سطح خارجی اشتباه و یا اصولاً بد است. پیوند نیز جزئی ضروری از هررابطه محسوب می شود و یکی از مهمترین روش هایی است که یک زوج توسط آن با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند. اما به منظور شکوفایی و بالندگی عشق، صمیمیت نیز از مهمترین ملزومات محسوب می شود.

 

بعد از یکی از سمینارها زوجی از من خواستند تا به طور خصوصی با من صحبت کنند. زن گفت: «شما ازدواج ما را همین امشب نجات دادید. ما هفت سال است که با هم زندگی می کنیم. اما پس از تولد پسرمان روابط مان چندان تعریفی ندارد. من همیشه خواسته ام به شوهرم توضیح دهم که احساس خوشبختی نمی کنم. اما نمی توانستم مشکل را به خوبی توضیح دهم.»
مرد نیز سخن گفتن او را قطع کرد و گفت: «همه اش احساس می کردم که او نق می زند و ایراد می گیرد. هر بار که از او می پرسیدم مشکل چیست می گفت که مثل گذشته ها به من احساس نزدیکی و مرتبط بودن نمی کند. هر بار که این را می گفت انگار که بالگدی توی شکمم می زد. همیشه سعی می کردم پدر خوبی باشم و سخت کار می کنم و مواظب خانواده ام باشم، اما هر چه می کردم برایش کافی نبود.»

 

زن با هیجان گفت: «اما امشب، بالاخره متوجه شدیم موضوع از چه قرار است! همان چیزی که درباره ی ارتباط برقرار کردن و مرتبط بودن گفتید. مشکل ما این بود که با یکدیگر پیوند داشتیم، اما صمیمی نبودیم.

 

صمیمیت در رابطه مان مفقود بود. هنگامی که شوهرم آن را با این بیان جدید شنید، دانست که در تمام این مدت خواسته ام چه چیزی را به او بگویم و من هم دانستم که چرا در تمام این مدت او احساس می کرد قدر او و زحمت هایش را نمی دانم.»
مرد در حین شنیدن صحبت های همسرش سرش را مرتباً به علامت توافق تکان می داد. با صدایی ملایم گفت:«فهمیدم راه درازی پیش پای خود داریم. اما این بار می دانم که باید روی چه چیزی کار کنیم و من واقعاً مایلم که آن را امتحان کنم»


آنها را بدرقه کردم و هنگامی که رفتن شان را تماشا می کردم، چشمانم از اشک پر شدند. بسیار خوشحال بودم که با ارائه اطلاعات و توضیحات فوق موفق شده بودم به آن ها کمک کنم مشکل خود را درک و شناسایی کنند. از این که آن ها را در مسیر درست راهنمایی کرده بودم به خود می بالیدم. سال ها طول کشیده بود تا بالاخره بتوانم به این درک نایل شوم و تفاوتی را که در زندگی دیگران رقم زده بود، نظاره گر باشم.احساس می کنم این موفقیت ارزش آن همه سال چالش و دشواری ها را داشته است. از آن به بعد عکس العمل های مشابهی را از صدها زوج دیگر که موفق به درک تفاوت میان پیوند و صمیمیت شده بودند، شاهد بوده ام. شاید شما نیز که در حال مطالعه ی این مقاله از کتاب هستید به روشن بینی هایی در قبال روابط گذشته یا حال خود دست یافته باشید. امیدوارم این مقاله راه های جدیدی از عشق ورزیدن را پیش روی شما باز کند و رضایت خاطری را که همواره جویای آن بودید در روابط خود تجربه کنید.

 

چه چیزی موجب احساس صمیمیت در زن ها می شود. بسیاری از چیزهایی که موجب تولید احساس امنیت در زن می شوند .موجب تولید احساس صمیمیت در او نیز می شوند: گذران وقت و صرف زمان برای با هم بودن، اطمینان خاطر کلامی و ورود به دنیای درون و مکنونات قلبی مرد. در واقع، بسیاری ازمطالب اطلاعات ارائه شده در این کتاب، حال چه درباره راوبط جنسی، ارتباط یا موضوعات دیگر، همگی شامل روش هایی برای ارتباط و صمیمیت هرچه بیشتر مردها با همسرشان هستند. در این جا به ذکر روش هایی برای ایجاد ارتباط و صمیمیت اکتفا می کنیم.

 

1-ما زن ها هنگامی که مردها افکار و احساسات شان را با ما در میان می گذارند احساس صمیمیت می کنیم.
ارتباط برای زن ها بیشتر به معنای بیان افکار و احساسات است. بیشتر زن ها به طرزی سنتی پر حرف تر و خوش صحبت تر از مردها هستند. از این رو یکی از سریع ترین و مؤثرترین روش های برقراری ارتباط با یک زن کلمات و واژگان یا به عبارتی صحبت کردن و حرف زدن است.

کلمات پلی هستند میان مکنونات درونی یک مرد و قلب زنی که دوستش دارد.
کلمات آفریننده ی صمیمیت آنی هستند.
اما زن ها دوست دارند مردها در باره ی چه چیزی با آن ها حرف بزنند. البته پاسخ را از پیش می دانید:همه چیز! ما زن ها دوست داریم در باره ی کار، نگرانی ها، رؤیاها، ترس و خلاصه همه ی بالا و پایین شما بدانیم. به یاد داشته باشید، ارتباط احساسی به معنای در میان گذاشتن رازهای درونی است و صحبت کردن تنها راه فاش کردن این رازهای درون است.
می دانم مردها مشکلات و موانعی را در قبال باز شدن احساس و فاش کردن رازهای درون خود به دیگران احساس می کنند.
درباره ی این موانع و مشکلات در مقاله مربوط به ارتباط بیشتر صحبت خواهیم کرد.آنچه در این جا مورد نظر ماست این موضوع است که صحبت کردن چه نقش مهمی را در ایجاد حس ارتباط روحی در زن ها ایفا می کند. به یاد دارم زنی به من می گفت:«هرگاه همسرم چیزهایی را با من در میان می گذارد، که معمولاً با هیچ کسی دیگری آن ها را در میان نمی گذارد احساس خاص بودن ومحبوب بودن می کنم. می دانم چنانچه برایم احترام و ارزش قائل نبود، هرگز این کار را نمی کرد.
چنانچه صحبت کردن و بیان افکار و احساسات موجب احساس مرتبط بودن در زن می گردد، بنابراین عکس این حالت یعنی بسته بودن روحی و احساسی، موجب احساس گسستگی و قطع ارتباط خواهد شد. در زیر گفته های چندین زن در این رابطه آورده شده است:

«هنگامی که مردی چیزهایی را از من پنهان می کند یا آنچه را که در درونش می گذرد با من در میان نمی گذارد، احساس می کنم کنار گذاشته شده ام و حس می کنم که مرا به حساب نیاورده است و این احساس که ما در دو دنیای کاملاً متفاوت زندگی می کنیم و میان ما دیواری کشیده است.»

«پنهان کردن اطلاعات و حقایق برایم بزرگترین عامل سرد مزاجی و «ضدحال» به حساب می آید. نمی توانم بفهمم چگونه همسرم می تواند از من انتظار داشته باشد با او همبستر شوم. در حالی که هیچ چیز از رازهای درونی اش را با من در میان نگذاشته است. اگر او از من انتظار دارد که با او بی رودربایستی باشم او نیز باید درهای قلبش را به روی من باز کند.»

پنهان کردن اطلاعات یا احساسات از نامزد/همسرتان هرگز بی ضرر نیست. بلکه ارتباط میان شما را قطع می کند و صمیمیت و نزدیکی میان شما را می کشد.

 

2-ما زن ها هنگامی که مرد زندگی مان ما را در فرآیند زندگی خود وارد می سازد، احساس امنیت می کنیم.
آیا تمثیل اتاق عشق مردان را می دانید ؛برای مردها تنها یک عشق در خانه ی فکر و ذهنشان وجود دارد،بنابراین اگر قرار باشد به عشق بپردازید ،باید اتاقهای دیگر را ترک کنند.

مردها به طور معمول حساب روابط صمیمی خود را از بقیه ی زندگی شان جدا نگه می دارندو تنها هنگامی که آمادگی عشق ورزیدن، همبستر شدن و رفاقت را دارند سری به اتاق عشق خود می زنند. یکی از عواقب و پیامدهای منفی این حصارها و دیوارها آن است که به طور معمول همسر خود را در اتاق های دیگر مثلاً: کار، استراحت، تفریح؛ سلامت و ... راه نمی دهند. آن ها احتمالاً فکر می کنند که ما زن ها علاقه ای به این قبیل مسائل نداریم یا این که از روی عادت زحمت آن را به خود نمی دهند. نتیجه این که زن ها احساس می کنند جایی در زندگی مردشان ندارند و لذا احساس گسستگی و جداافتادگی می کنند.
یکی از مؤثرترین روش های ایجاد ارتباط صمیمی با نامزد/همسرتان و تولید احساس محبوب بودن در او این است که او را در فرایند زندگانی خود منظور کنید.

 

منظور کردن نامزد/همسرتان در زندگی خود به این معناست که:

جزئیات وقایع و تجارب روزانه ی خود را با او در میان می گذارید. هنگامی که آنچه را در طول روز بر شما گذشته است با نامزد/همسرتان در میان می گذارید، در واقع به او این امکان را می دهید که با شما احساس هارمونی و هماهنگی و نزدیکی بیشتری داشته باشد.چرا که از آنچه بر شما گذشته است با خبراست. صحبت درباره ی وقایع روزانه او را در سطح عمیق تری در زندگی شما وارد می کند و احساسی قوی از ارتباط و مرتبط بودن را در او به وجود می آورد. گویی که دنیاهای جداگانه و مجزای شما حال با یکدیگر مرتبط شده اند.

او را از مشکلات و گرفتاری هایی که با آن ها رو به رو هستید، باخبر می کنید.
منطق و عقلانیت متعارف و قراردادی به اضافه ی هزاران هزار سال از شرطی شدن های اجتماعی و...به مرد چنین دیکته می کنند که زن زندگی اش را در مسائل و مشکلات خودش درگیر نکند. حال شاید به این دلیل که ضعیف یا نادان و.. جلوه نکند و عشق او را از دست ندهد. این باور هرگز حقیقت ندارد. چنانچه زنی به لحاظ روانی و احساسی سالم و طبیعی باشد پس از آن که شوهرش مشکلات و مسائل خود را با او در میان می گذارد، احساس نزدیکی بیشتری را نیز با او تجربه خواهد کرد. زیرا حال مرد او قلب خود را به روی او گشوده است. یکبار زنی گفت:

«هرگاه شوهرم می گوید از چیزی ناراحت، غمگین یا ترسیده است به مراتب او را بیشتر دوست دارم و احساس می کنم که به من اعتماد دارد. گفتن این حقیقت به من و پنهان نکردن آن یکی از صمیمانه ترین کارهایی است که او می تواند انجام دهد.»
به یاد داشته باشید:«بیان کردن آسیب پذیری، آفریننده ی صمیمیت است. علاوه بر آن، پنهان کردن مشکلات هرگز راه گشا نخواهد بود. مضاف بر این که همسرتان را از شما دور خواهد کرد و موجب خواهد شد احساس کند برای او ارزش و احترامی قائل نیستید.

او را در تصمیم گیری هایی دخالت می دهید که بر روی او نیز تأثیر خواهند گذاشت.در مصاحبه های که پیش از نگاشتن این مقاله داشتم بسیاری از زن ها به این نکته اشاره داشتند. هنگامی که مردی فرآیند تفکر و تصیم گیری خود را درونی کرده است و در آن باره با نامزد/همسر خود صحبت نمی کند، موجب گسستگی ارتباط می شود و به او احساس جدا افتادگی خواهد داد.می دانم بیشتر مردها این کاررا از روی عمد انجام نمی دهند و هرگز نیز نمی خواهند که چنین احساسی را به زن زندگی خود بدهند. اما در واقع این همان اتفاقی است که در عمل می افتد.

هنگامی که شوهرم به تنهایی تصمیم می گیرد و به تنهایی هم عمل می کند، این احساس به من دست می دهد که وجود ندارم. در این گونه مواقع او خودش به تنهایی جلو می افتد و مرا از فرآیند حذف می کند. گویی آن بخش از زندگانی اش هیچ گونه ارتباطی با من ندارد.»

 

3-ما زن ها هنگامی که نامزد/همسرمان به ما احساس امنیت می دهد، احساس ارتباط و صمیمیت می کنیم.
هنگامی که زن زندگی خود را به دنیای خود راه می دهید، به او آسودگی خاطر می دهید و وقت خود را با او می گذرانید نه تنها به او احساس امنیت می دهید، بلکه موجب خواهید شد همسرتان احساس کند با شما ارتباط احساسی و عاطفی نیز دارد.در واقع این نوع رفتارها به زن احساس ارزشمند بودن خواهند داد که سومین نیاز اساسی و پنهان تمامی زن هاست. لذا هرگاه شما مردها هر یک از رفتارهای فوق را از خود نشان می دهید، با یک تیر سه نشان می زنید!

هر یک از ما زن ها به دلایل جداگانه ای احساس جداافتادگی یا مرتبط بودن می کنیم. در زیر تنها چندین نمونه از آن ها را ذکر کرده ام.همان گونه که خواهید دید، بسیاری از آن ها همان هایی هستند که موجب تولید احساس ناامنی در ما زن ها می شوند.

[ یکشنبه شانزدهم بهمن 1390 ] [ 6:41 بعد از ظهر ] [ سهند ائل اوغلو ] [ ]

 

اعترافات شوک آور يک روزنامه نگار وشاعر ارمني در باره فاجعه خوجالي



یکی‌ از شعرا و نویسندگان مشهور ارمنی به نام زوری بالایان در کتابی‌ تحت عنوان ؛احیا دوباره روحمان؛ از قتل عام خوجالی در تاریخ ۲۶ فوریه ۱۹۹۲ که خود نیز در آن شرکت داشته چنین مینویسد:

با خاچاتوریان به خانه ای که تصرف کرده بودیم وارد و کودک ۱۳ ساله تورکی راديديم که توسط سربازان ارمني به پنجره اتاق ميخکوب شده بود خاچاتوریان برای اینکه جلوی گریه و فریادهای کودک را بگیرد پستان بریده شده مادرش را به زور در دهان وی فرو برد بعد از آن من پوست سر و سینه و شکم کودک را کنده و تایم گرفتم کودک در عرض هفت دقیقه بر اثر شدت خونريزي جان داد و من با این عمل دچار شادی و شعف زاید الوصفی شدم و تمام روحم سر شار از غرور گردید.

خاچاتوریان جسد کودک را تکه تکه کرده و در مقابل سگهایی که از نژاد خود ترکها هستند انداخت!شب همانروز این کار را با سه کودک دیگر ترک تکرار کردیم `بدین شکل من به وظیفه خود به عنوان یک ارمنی عمل کرده و یقین دارم که که تمامی‌ ارامنه به ما و کارهایمان افتخار خواهند کرد.

زوری بالایان - از کتاب احیا دوباره روحمان- چاپ شده در صفحه ۲۶۰ تا ۲۶۲ نشریه وانادزور بتاریخ ۱۹۹۶.

علاوه بر این نویسنده و روزنامه نگار دیگر ارمنی به نام دیوید خردیان که اکنون ساکن لبنان می‌باشد در لابلای صفحات ۱۹ تا ۷۶ کتابی تحت عنوان'' در راه صلیب'' از مصیبتهای وارد به اهالی خوجالي در طی‌ قتل عام آنها توسط ارامنه به عنوان افتخار ارامنه یاد کرده و در صفحهٔ ۲۶ آن نوشته است:در یک صبح سرد در نزدیکیهای داش بولاق مجبور شدیم برای عبور از یک باتلاق از اجساد پلی‌ برای عبور بسازیم ''پود پول کوویک اوهانیان '' وقتی‌ ترس مرا در عبور از روی اجساد دید و اشاره کرده وگفت نترس حرکت کن و من پایم را روی جسد دختری ۹ تا ۱۱ ساله گذاشته و شروع به حرکت نمودم.پاهايم وتمام شلوارم غرق خون شده بود. بدین شکل ما از روی اجساد ۱۲۰۰ نفر که پلی‌ برای ما شده بودند گذشتیم.

در صفحهٔ۶۲ و ۶۳ '' مارتین ۲'' از یک گروه ارمنی به نام کافلان که وظیفه سوزاندن اجساد را بر عهده داشتند نام برده شده و در ادامه آمده است: ۲۰۰۰ نفر از منگولهای پست(تورکها) در یک کیلومتری خوجالی سوزانده شد .در آخرین ماشینی که برای سوزاندن حمل میکردند من دختری ۱۰ ساله را دیدم که علیرغم زخمهای زیاد در ناحیه سر و دست وسرما و گرسنگی همچنان زنده بود و به سختی نفس می‌کشید ;دخترک به من نگاه میکرد و من هیچگاه چشمها ی آن دختر ۱۰ ساله را که با مرگ دست و پنجه نرم میکرد را فراموش نخواهم کرد `سربازی به نام تیکرانیان گوشهاي دخترک را گرفت و او را کشان کشان به داخل اجسادی انداخت که قرار بود سوزانده شوند سپس مواد آتش زا بر روی آنها ریخته و اجساد راآتش زدند' صدای نالهٔ و فریاد کسانی‌ که هنوز زنده بودند از میان آتش به گوش میرسید

[ سه شنبه هفدهم آبان 1390 ] [ 8:13 بعد از ظهر ] [ سهند ائل اوغلو ] [ ]

یاشاماق  یاشاماقدان عیبارتدیر  

من یاشاماق ایچین دوغولموشام  نه  یاشلانماق  ایچین.

سن  وار اولساندا  یوخسان ارتیق

اما من  یوخ اولسامدا  یانیندا   وارام قلبینده.

سن ساده جه منی یوخ بلکه  اوزویون ده اونوتوب  گئتتین.

سن  کندی  جانینا بیله  حاک سیزلیک ائتتین

 شیمدی اوزاکلاردا  یابا یانلیز   و ...........منسیز  

منیسه  بوردا بیر سیم سیجاک  حایات ایچینده  اما کیمسه سیز  

سن منی  منیسه سنی  

  اوزاکدان اوزاقا  حایال  ائتمک  و دوشونمکدن باشکا  بیر شئی  الیمیزدن  ...........


اما  یئنه ده نه اولورسا اولسون    بئن بیر تک سئنی  سئودیم 



[ سه شنبه دهم آبان 1390 ] [ 11:28 قبل از ظهر ] [ سهند ائل اوغلو ] [ ]
hasrat  dolu bir gun manim

 gah dumanli gah dumansiz

mani  bogor  anilarim

gah gumansiz  gah gumanli




sansizlik bir dolu umut

mani unut  mani unut

galmayibdi  daha umut

gah gumanli gah gumansiz




ardi var dslar 

[ جمعه یکم مهر 1390 ] [ 4:37 بعد از ظهر ] [ سهند ائل اوغلو ] [ ]
yashasin turk ulusu

   bu bir hayati mas aladi gardashlar 

 manim bir az bashim shulugdu  galabilmiram  bloga 

 mani bagishlayin gardash va soydashlarim

 

[ پنجشنبه هفدهم شهریور 1390 ] [ 7:16 بعد از ظهر ] [ سهند ائل اوغلو ] [ ]
من منسیز قالاجام .

بیر گون  بیر روزگار کیمین ائسیب گیده جم.

بیر گونش کیمی دوغمایاجام صحرین تئزیندن

من باتاجم بیر گون و سن منسیز قالاجاقسان.

داها کیمسه منی اینجیده بیلمی یه جک هئچ بیر کیمسه..

تک من اولاجام  .

الینیزی ها اوزالداجاقسینیز منه چاتا.

یوکسک سسدن باغیراجاک سانیز کی من...

دالیمدا اوتوروب مندن دانیشاجاک سینیز کی ....

هئچ بیر کیمسه  آیری باخیشدان باخمادیم  کیمسه نی ازمه دیم و اوزمه دیم

هئچ بیر   کیمسه لی یا کیمسه سیزین  حاک کینی یئمه دیم.

منی ازیب اوزسه لرده  من ازیب اوزمه دیم.ساده جه باخدیم و .....

من بیر گون اولمایاجام و سن و سیز........

 آردی وار و اولاجاق 

[ چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390 ] [ 11:19 بعد از ظهر ] [ سهند ائل اوغلو ] [ ]

من قالیرام  و بیر آووچ دولو حسرت

 

من ده بیر زامانلار خیال قوراردیم. احساسلا دوشونوب و اطرافیمدا هر کسه غرورلا باخیب

و اوز چئویرردیم. بیر یئل اسدی  بیر فیرتنا  بیر دومان

منی مندن ائیله دی بو زامان

هامیسی بیر یوخو  اولوب و گئچدی  نه دالیدا بیر کوپرو وار قاییدام نه ایله ریده بیر یول.

سئودییم اینسانلارین یاریسی منی سئومه دی ... و یاریسینیدا من اوزاخلاشدیردیم .

من اوزاخلاشدیرماق ایسته مزدیم  من یاریسن سئودیگیم ایچین بو ایشی گوردم.  من  و من  هاردان بیله ردیم کی  بو یاریسیدا منی تک  و جاره سیز قویوب گیده جک.

سن گئتتین ... و سیز گئتتیز

ساده جه من قالدیم و بیر تک سئودیگیم .

من سیزه ده ییردیم کی  منه قالان بیر تک اودو اما سیز منه گولوب گئچیردیز

 و .......

باخین من دییئن اولدو سیز منی آتتیز

سیز منی  ساتیب و تکجه قویدونوز بو حالیمدا

آما  او 20 ایلدی  هئچ تک قویمادی هر آن اوره گیمده قالدی  من اونو سئودیم  اودا منی

 و ایندی بیلدیم منه تکجه وفالی  قالان و منی یالنیز قویمایان بیر  بودور

داها ایسته میرم  کیمسه نی .من ساده جه بیر دفا  سئودیم   من    من

آذربایجانی سئودیم.

و بو سئوگی منی هئچ بیر زامان تک  قویمادی  بونون جانسیزلیقی

بیر عده نین جانلی سئوگی سیندن ده اوستوندور.

[ شنبه یازدهم تیر 1390 ] [ 1:20 قبل از ظهر ] [ سهند ائل اوغلو ] [ ]
0hi556klk1f89h0323v.jpg" />

[ جمعه دهم تیر 1390 ] [ 10:1 بعد از ظهر ] [ سهند ائل اوغلو ] [ ]

من اولماق  چوک زوردور و یا سن اولماک

اگر  من   من اولماق ایسته ییرم  کیمسه نین  یوکو سوزو  آلتیندا قالما مالییام

کیمسه یه کوله اولما مالییام . حاککیمی کیمسه یه یدیتمه ملی یم. و کیمسه نینده حاککینی  یئمه ملی یم.

یاشاماق نه قدر زور اولسادا  شرفله و بیر اینسان کیمی یاشاماق داها زوردو

یانی دئمک ایسته ییرم کی بعضی  اینسانلار پول ایچین ساتیلیب و   تانری وئردیقی اوزگور بیر  اراده و انسانلیقی  پول ایچین زندانا چئویریب و عمر لرین سونونا قدر ده  گول و کوله اولوللار.

منیم بو یازیدا کیمسه یه ویا بیر کیمینله منظوروم یوخ  ساده جه  بو یاشامامین ایچینده بعضی

اینسانلاری  گورورم کی  یالاندان  آند ایچیللر ایکی اوزلولوک و بیر خالق ایچریسینده  سوز آپاریب گئتیریب و ساده جه بیر نئچه دقیقه ایچین اوزلرین خوش ائتمک ایچین اینسانلاری بیر بیرینه سالیلار.

 تانری بیزی اوزگور  یارادیب  و بیز ندن بو اوزگورلوگو  پول ویا بیر یالان هوس ایچین اودوزاخ.  ندن؟

سنی بیلمیرم ....

 اونودا بیلمیرم....

آما من من اولماق ایسته ییرم.من کیمی یاشاماق.من کیمی اولماق.گوروندوگوم کیمی اولماق

و اولدوقوم کیمیده گورونمک.من   من اولماق ایسته ییرم

اوزوم ایچین یوخ آذربایجان ایچین

 

 

[ پنجشنبه نهم تیر 1390 ] [ 11:22 بعد از ظهر ] [ سهند ائل اوغلو ] [ ]

اولو تانری`نین آدی ایله

گلین قیز:  ....                                             به­ی اوغلان: ....

سئویملی و سایین .... جنابلاری

آتا آرزیسی، آنا ایسته­یی اوشاقلارینین سئوینجیدیر. ایندی ایسه ایکی گنج اینسان عؤمورلرینین بو چاغیندا ال اله وئریب و بیرگه یاشاماق اوچون بیر شادلیق تؤره­نی قوروبلار.

اونلارین آرزیسی سیزلرین ایشتیراکیدیر. گلین اونلارین سئوینجلرینه قاتیلاق!

.... عاییله­سی                                                 .... عاییله­سی

چاغ: جومعه.... ساعات ....دان ساعات ....

[ سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 ] [ 9:14 بعد از ظهر ] [ سهند ائل اوغلو ] [ ]

[ جمعه سیزدهم خرداد 1390 ] [ 10:29 بعد از ظهر ] [ سهند ائل اوغلو ] [ ]

[ جمعه سیزدهم خرداد 1390 ] [ 10:27 بعد از ظهر ] [ سهند ائل اوغلو ] [ ]

در مقابل تقدیر خداوندمثل کودکی باشکه وقتی او را به هوا می اندازی میخند د  چون ایمان دارد که اورا خواهی گرفت.

 

در مدرسه زندگی در کلاس دنیا  زنگ املا یادمان باشد  برای محبتهایمان تشدید بگذاریم. تا نیم نمره  از مهربانی هایمان  کم نشود.

wmp8olpomoxewf86so9.jpg" />

[ چهارشنبه چهارم خرداد 1390 ] [ 9:17 بعد از ظهر ] [ سهند ائل اوغلو ] [ ]

 تقدیم   به پدرها

بنام  خدای  پدر...

به نام آنکه هستی دنیایم از اوست...آنکه محبت را به قلب خسته من آموخت.

آنکه دستانش گرمی بخش زندگی است...

نمی دانم چرا بهشت زیر پای مادران است؟در حالی که این پدر است که سراسر وجودش سرشاراز احساسو مهربانی است.

بنام خدای پدر...

پدری که هر چند دستانی زبرو خشن دارد..ولی دلش به پاکی آینه هاست...روحش از گلبرگهای رز باغچه مادر بزرگ هم لطیف تر است.

اوست که برایم عشق را معنی میکند...براستی که بردباری رااز سیمای او شناختم حتی  هنگامی که از زور خستگی نای حرف زدن ندارد...مهربانی رادر چشمان نیمه بسته اومیتوان دید.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

پدر ...

پدر حقیقتی است  که هیچ وقت شناخته نمیشود...صدای پر طنینش موقعی که عصبانی میشود...هر چند ممکن است که بلند باشد...ولی بر تک تک رشته های عصبی ام آرامش میبخشد.

آری پدر است که مظهر  استقامت است و تشبیهی برای درخت سرو است...هر چند که خزان زندگی بر او سخت گرفته و موهای سرش را مانند باغ پاییزی کرده است..اما در میان آن سفیدی برف زمستانی  زندگی که بر سر دارد شور جوانی  و جوانه زدن در اوست...

بنام خدای پدر...

به نام خدایی که پدر را آفرید...با گلی که در آن آب محبت و صفابهره برده بود...

                   و این چنین شد که خداوند پدر را آفرید...


تقدیم به یاد و خاطرات پدرم که تنهایم....

و تقدیم به تمامی پدرهای دلسوز و مهربان


[ سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390 ] [ 9:44 بعد از ظهر ] [ سهند ائل اوغلو ] [ ]
sjxtf00sk85lxtb0l9oz.jpg" />

[ یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390 ] [ 9:23 بعد از ظهر ] [ سهند ائل اوغلو ] [ ]
1kn1jjndmzfjzjqx8d0o.jpg" />

[ یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390 ] [ 9:3 بعد از ظهر ] [ سهند ائل اوغلو ] [ ]

اوچدون اوزاقلارا بیر دورنا کیمی

داها نه سسین وار نه ده بیر نشان

قور تاریب آیلاری سون باهار کیمی

کیمه من شعر یازام کیمه اوز توتام

****                     ****

گئدرکن آپاردین باهاری یازی

گولوشو .غمزه نی عشوه نی نازی

نئیلیرم  بو کونلوم هئچ اولمور  راضی

کیمه من شعر یازام کیمه اوز توتام

****                         ****

دایانسایدین اللریم  گول آچاردی

قوجاق آچیب سنه طرف قاچاردی

دورنا کیمی باش اوستونده اوچاردی

...کیمه من شعر یازام کیمه اوز توتام

****                   ****

بولود کیمی دولوب داشیب یاغیرام

سن یوخسان کی. هانگی سسدن باغیرام

سندن  باشقا کیمسم یوخدو چاغیرام

کیمه من شعر یازام کیمه اوز توتام

****                          ****

شعر اوزومه  ...

[ یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390 ] [ 8:45 بعد از ظهر ] [ سهند ائل اوغلو ] [ ]
دو تا دوست نشسته میخواند غذا بخورن یکی 3تا نان داره دیگری هم 5 تا

از راه یه مسافر میرسه با اینا شریک غذا میشه  وقتی تموم میشند  از جیبش 8 تومن در مییاره میده به اینا . حالا این 8 تومن را چه جوری تقسیم کنند؟




[ پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390 ] [ 10:38 بعد از ظهر ] [ سهند ائل اوغلو ] [ ]

[ دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390 ] [ 9:26 بعد از ظهر ] [ سهند ائل اوغلو ] [ ]
قونسان کیر پیگیمه بیر زاله کیمی

کوچسن ده قلبیمه بیر ناله کیمی

من سنی بیر دولو پیاله کیمی

 گوتوروب الیمدن سالان دگیلم

***                     ***

ardi var.......

[ چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390 ] [ 10:47 بعد از ظهر ] [ سهند ائل اوغلو ] [ ]
ruhu  shad va mekani jennet olsun




[ سه شنبه نهم فروردین 1390 ] [ 6:22 بعد از ظهر ] [ سهند ائل اوغلو ] [ ]


www.eloglu-oktay.tr.gg

به این آدرس هم سری بزنید .مرسی وبلاگ خودمه البته تازه......




[ شنبه بیست و هشتم اسفند 1389 ] [ 10:19 بعد از ظهر ] [ سهند ائل اوغلو ] [ ]

یئنی ایلی بوتون اینسانلارا و (دنیاد آذربایجان تورکلرینه تبریک دئییب و هامینیزا جان ساغلیقی آرزیلیرام.یولونوز اوغورلو باختینیز آچیق و تئزه ایلینیز مبارک اولسون

[ پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389 ] [ 9:51 بعد از ظهر ] [ سهند ائل اوغلو ] [ ]
منده سیغار ایکی جهان.من بو جهانه سیغمازام

گوهر لا مکان منم.کون مکانه سیغمازام

عرشله فرش و کاف نون.منده بولوندی جمله چون

کس سوزونی وابسم اول .شرح بیانه سیغمازام

کون مکاندیر آیتیم.ذاته گئدر بدایتیم

سن بو نشان لا بیل منی.بیل کی نشانه سیغمازام

هم صدفم هم اینجویم.حشر صراط اسنجییم

بونجا قماش و رختله من بو دکانه سیغمازام

جانله هم جهان منم.دهرله هم زمان منم

گور بو لطیفه یی  که من دهر زمانه سیغمازام

ذره منم گونش منم چارایله پنج شش منم

صورتی گور بیان ایله  چونکی بیانه سیغمازام

شمس منم قمر منم  شهد منم شکر منم

روح روان باغیشلارام.روح روانه سیغمازام

تیر منم کمان منم پیر منم جوان منم

دولت جاودان منم  آینه دانه سیغمازام


[ دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389 ] [ 10:54 بعد از ظهر ] [ سهند ائل اوغلو ] [ ]
دیوانه ای که ساعت ساز بود و 77 ساعت طاقچه ای و دیواری داشتکه نمی خواست آنها را بفروشد.

این شخص عقیده خاصی به 77 داشت  و تصور مینمود  ک اگر روزی موفق شود که تمام ساعت ها را  با هم میزان نماید که همگی در یک موقع  زنگ بزنند در آن صورت فرمانروای جهان خواهد شد.و بر جهان حکومت خواهد کرد

این ساعت ساز دیوانه که ساعت ها را در 4 اتاق جا داده بود و ار صبح تا شام مشغول رسیدگی به آن ها بود و اغلب با ساعت های  خود حرف میزد و آن هایی را که جلو  یا عقب می افتادند ملامت مینمودو گاهی از اوقات تهدید میکرد که اگر باز به اختلاف کار کنند آن ها را خواهد شکست

عاقبت در نتیجه پشت کار و استقامتی که مخصوص این گونه اشخاص است  موفق گردید که ساعت ها را در یک موقع (یعنی به تقریب یک دهم ثانیه ) شروع به زنگ زدن کردند.

ولی قلب این شخص از شدت وجد و هیجان متوقف گردیدو ..........)

و قلب من هم از این مطلب  زیبای شما..............

[ یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389 ] [ 11:28 بعد از ظهر ] [ سهند ائل اوغلو ] [ ]

 

<a href="http://uploadtak.com/viewer.php?file=h976680stbhf2h61aml0.jpg"><img src="http://uploadtak.com/images/h976680stbhf2h61aml0_thumb.jpg" border="0" alt="h976680stbhf2h61aml0.jpg" /></a>

 

 

گفتم : خدای من ، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغه ی دیروز بود و هراس فردا بر شانه های صبورت بگذارم ، آرام برایت بگویم و بگریم ، در آن لحظات شانه های تو کجا بود ؟ گفت: عزیز تر از هر چه هست ، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی که در تمام لحظات بودنت بر من تکیه کرده بودی ، من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی . من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد ، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم گفتم : پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی ، اینگونه زار بگریم ؟ گفت : عزیزتر از هر چه هست ، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج می کند ،اشکهایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان ، چرا که تنها اینگونه می شود تا همیشه شاد بود . گفتم : آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی ؟ گفت : بارها صدایت کردم ، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی ، تو هرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود که عزیز از هر چه هست از این راه نرو که به ناکجاآباد هم نخواهی رسید . گفتم : پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی ؟ گفت : روزیت دادم تا صدایم کنی ، چیزی نگفتی ، پناهت دادم تا صدایم کنی ، چیزی نگفتی ، بارها گل برایت فرستادم ، کلامی نگفتی ، می خواستم برایم بگویی آخر تو بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تو تنها اینگونه شد که صدایم کردی . گفتم : پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی ؟ گفت : اول بار که گفتی خدا آنچنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم ، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر ، من می دانستم تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرار نمی کنی وگر نه همان بار اول شفایت می دادم . گفتم : مهربانترین خدا ، دوست دارمت ... گفت : عزیز تر از هر چه هست من دوست تر دارمت..........

 

[ یکشنبه پانزدهم اسفند 1389 ] [ 5:22 بعد از ظهر ] [ سهند ائل اوغلو ] [ ]
غرق غم دلم به سینه میتپد

با تو بیقرار و بی تو بیقرار

وای از آن دمی که بیخبر  زمن

بر کشی تو رخت خویش  از این دیار

[ شنبه چهاردهم اسفند 1389 ] [ 1:50 بعد از ظهر ] [ سهند ائل اوغلو ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سلام
عزیز دوستلار من بو وبلاگی آچماقدا هئچ بیر جناها یا شخص بخصوصا باغلانتی یوخوم .منیم آماجیم اوزگور بیر اراده دن بوتون شعر و یازی لاریمی بوردا یازماق و یایماقدیر: سایقیلارلا سهند

منیم ده الیم دن بو گلیر آنجاق
سنی گئچمیشینله ائلییم تانیش
باش اوجا یاشاماق ایسته سن آنجاق
باخ گور بابالارین نئجه یاشامیش